الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

253

الغدير ( فارسي )

56 - عبد اللَّه بن بديل ، در اثناى جنگ صفين در نطقى مىگويد : « معاويه داعيهء كارى را دارد كه حق او نيست و بر سر حكومت با شايستگان و صاحبان حقيقى آن و كسانى كه همطراز و شبيه شان نيست به كشمكش برخاسته است و به منازعات عقائدى و سياسى ناروائى پرداخته يا بدان وسيله حق ( يا اسلام ) را از بين ببرد و به مدد بيابانگردان و قبائل جاهل و متعصب بر سر شما تاخته است و گمراهى را در نظرشان آراسته و خوب جلوه داده و عشق به آشوب را در دلشان كاشته است و حقيقت امور را از ايشان پوشانده و بر ناپاكيشان ناپاكىيى افزوده است . و شما به خدا قسم ، بر طريق روشنى هستيد كه از پروردگارتان در رسيده و داراى برهانى مبين . با اين فرومايگان حقناپذير و سبكسر بجنگيد و از آنها مهراسيد . چگونه در حالى كه كتابى از پروردگارتان در دست داريد كه درخشان و نيكو است ممكن است از آنها بترسيد ؟ ! « آيا از آنها مىهراسيد ، اگر مؤمن باشيد سزاوار اين است كه از خدا بترسيد . با آنها بجنگيد ، خدا آنها را به دست شما عذاب مىكند و رسوا مىسازد و شما را بر ايشان چيره و پيروز مىگرداند و دل جمعى مؤمن را خنك و شاد مىسازد . » ( 1 ) با اين دار و دستهء تجاوز كار بجنگيد با اينهائى كه بر سر حكومت با صاحبانش به كشمكش برخاسته‌اند ، و من همراه پيامبر ( ص ) با آنها جنگيده‌ام . به خدا قسم آنها در اين موقعيت پاكتر و پاكيزه تر و نيكروتر از آن موقعيت نيستند . برخيزيد - اى رحمت خدا بر شما ! - براى نبرد با دشمن خدا و دشمن خودتان . » ( 2 ) 57 - در نطق سعيد بن قيس چنين آمده است : « به خدائى كه بيناى بندگان است سوگند كه اگر فرمانده ما حبشىيى مىبود وجود هفتاد مجاهد بدرى بر ايمان كفايت مينمود ، حال آنكه رئيس و فرماندهمان پسر عموى پيامبرمان است بدرىيى راستين ( 3 )

--> ( 1 ) - چند آيه . ( 2 ) - تاريخ طبرى 6 / 9 + كتاب صفين 263 + استيعاب ، شرح حال عبد اللَّه بن بديل ، 1 / 340 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 483 + جمهرة الخطب 1 / 176 . ( 3 ) - اشاره به اين مىنمايد كه بدرى بودن على بن ابيطالب ( ع ) مثل بدرى بودن عثمان نيست كه با ظاهر سازى و شركت ريائى باشد ، چنان كه روايت تاريخى در اين موضوع قبلا آمد .